|
شهريار و شهرزاد
|
سرد می شود همه جا،
در سرایی بی سر،
همه چیز خوب است،
تو هم خوبی، اما من نه!
بهار گذشته و مبتلایان آغاز سرما،
مرا در میان شان پذیرفته اند یا نپذیرفته اند؟
اینجا که همه چیز خوب است،
تو هم خوبی،
اما من چرا؟
آسمانی تو ...
آسمانی که غمت باران است
دستان نوازشگر تو
پرتو خورشیدند
و نگاهت آرام
آنچنان ژرف و عمیق
به دلم غنچه ی گل می کارد.
آسمانی، آسمانی تو
پس بباران بر من قطره ی عشقت را
سبب بودن من
نامه ی نور و نگاه .